بعد از انتشار نامه رسمی نماینده خریدار باشگاه در این پایگاه وبلاگ کانون هواداران سپیدرود نامه مذکور را وارونه جلوه داد و برخی شبهات را مطرح نمود که ما را واداشت پاسخ ایشان را بدهیم.

ابتدا به ساکن باید بگویم که کانون هواداران هر باشگاهی این اختیار را دارد که از طرف جمعی از هواداران بیانیه صادر کند و از حق هوادران و باشگاه در مسائل مختلف جاری در فوتبال دفاع کند اما این کانون که داعیه نمایندگی بر جمعی از هواداران را دارد چگونه باید انتخاب شود ؟

در حال حاضر طبق عرف کسی یا کسانی می توانند از طرف جمعی از جمهور مردم تصمیم گیری کنند و صاحب اختیار باشند که از طرف آن جمع در یک فضای رقابتی انتخاب شده باشند.
مثلا در شهر خودمان باشگاه داماش گیلان را داریم که می خواهد کانون هواداران خود را در آینده تشکیل دهد ابتدا باشگاه برای هواداران مبادرت به صدور کارت هواداری نمود سپس این باشگاه از هوادارانی که شرایط عضویت در هیات رئیسه را دارند دعوت به ثبت نام کرد تا هیات رئیسه را با رای مستقیم هوادارانی که قبلا عضو باشگاه بودند و کارت هواداری دارند انتخاب کند و هیات رئیسه که نماینده هواداران است از بین خود رئیس کانون هواداران را در یک فرآیند دموکراتیک انتخاب می کند.

بدیهی است که این کانون صلاحیت آن را دارد که داعیه نمایندگی بر هواداران را داشته باشد. و برای احقاق حق آنها بیانیه صادر کند و از منافع و مصالح باشگاه در امورات مختلف دفاع کند.

ولی آیا نهاد یا وبلاگی که با عنوان کانون هواداران سپیدرود فعالیت می کند صلاحیت آن را دارد که از طرف هوادران سپیدرود بیانیه صادر کند ؟ جواب خیر است زیرا در حال حاضر هیچ کس وکالتی از طرف هوادران سپیدرود ندارد و هر کس بهتر است از طرف خود حرف بزند نه هواداران سپیدرود.

به علاوه کانون هواداران رابط بین هوادران و باشگاه و هواداران و مسئولان است و حل مشکلات و خواسته های هوادران را در سر لوحه اقدامات خود قرار می دهد. و چهار تا درد دل هوادار را پی گیری می کند
در فصل گذشته تیم سپیدرود یکی از بدترین نتایج تاریخ خود را در لیگ دسته اول کسب کرد سپیدرود از بین ۲۸ تیم از نظر کسب امتیاز رتبه آخر را کسب کرد اولین تیمی بود که به لیگ دسته اول سقوط کرد در بین تیم های تازه صعود کرده تنها تیمی بود که به لیگ دو بازگشت  بیشترین تعداد گل خورده را داشت اما هیچ انتقادی از سوی کانون هوادران باشگاه به مسئولان تیم وارد نشد که هیچ بلکه اگر کسی در استادیوم انتقادی ولو کوجک در روبروی جایگاه مطرح می نمود با برخورد تند و زننده برخی از هوادران روبروی جایگاه که خود گمارده باشگاه و کانون هوادرانش بودند مواجه می شد.

اگر به یاد داشته باشید در ابتدای فصل در اولین بازی خانگی سپیدرود و برق شیراز علی رقم بارندگی شدید تعداد هوادران تیم ما بسیار بیشتر از تعداد هوادران داماش در اولین بازیش مقابل فولاد نطنز بود با همین گونه اقدامات این گروه هر روز از تعداد هوادران سپیدرود کاسته شد و به تعداد هوادران داماش افزوده شد به گونه ای که داماش در اواخر حضور خود در لیگ یک حدود ۲۰ هزار هوادار داشت و سپیدرود زیر ۵۰ نفر !!!! 
این کانون حتی یک بار درخواست هواداران را به گوش مسئولان نرساند معمولا تیم هایی که به امتیاز نیاز دارند به نفع آنهاست که در زمین های صاف بازی کنند تا از مواهب این گونه زمین های در کارهای تهاجمی بهره مند شوند و تیم هایی که قصد حفظ امتیاز را دارند به نفعشان است که در زمین های ناهموار بازی  کنند تا بهتر جلوی جریان بازی تیم حریف را بگیرند.( این را هر مربی فوتبالی می داند)
در حالی که استادیوم عضدی در مرکز شهر با چمن مصنوعی صاف و هموار وجود داشت آقای مربی ترجیح داد بازی را به ۵ کیلومتر خارج از شهر ببرد ولو در یک زمین ناهموار منتقل کند تا هوادران بیشتری به استادیوم نیایند تا از بروز هر گونه اعتراضی جلوگیری شود ( یعنی برای این آقا اولیت سپیدرود نیست بلکه الویت منافع خودش است)

باشگاه سپیدرود حتی از اطلاع رسانی در قبل از بازی در سطح شهر امتناع ورزید تا این شر بزرگ << هوادران غیر خودی >> را از سر خود کم کند و تعدادی از هواداران << خودی >> را مامور کنترل جریان ورزشگاه نگاه دارد تا این ها در هر حالتی به تشویق مدیریت و کادر فنی بپردازند اگر هم اعتراضی  ولو اندک کنند توپ را نه به گردن کادر فنی و مدیریتی بلکه به گردن بازیکن بیچاره بیاندازند.
در بازی با نساجی مازندران که تیم ما سقوطش به لیگ دو مسجل شده بود باز هم تشویق های بی مورد و عدم اعتراض این عده باعث تعجب هوادران مازنی که این همه راه را از قائمشهر به رشت آمده بودند شد که چطور اینها تیمشان که سقوط کرده اعتراضی نمی کنند هیچ بلکه تشویق هم می کنند در حالی که همین عده از هواداران در سالهای گذشته در بازی معروف سپیدرود و فجر سپاسی که سپیدرود از صعود به جام آزادگان بازماند بدترین فحش ها و ناسزاها را به مجید جهانپور روا داشتند.

اینها طوری از مربی تیم تعریف و تمجید و بت سازی می کنند که آقای مربی خودش باور کرده چه فرد بزرگی است و با این نتایج قصد دارد تا ابد مربی تیم بماند و خیال رفتن هم ندارد.
چه سری در این همه حمایت بیجا در این عده نهفته است آیا غیر از این است که فکر کنیم این عده ذینفع هستند ؟

آیا کانون هواداران سایر تیم های ریشه دار نظیر ( نساجی - شاهین - استقلال -پرسپولیس - ملوان و تراکتور و...) با نتایج ضعیف تیمهایشان این چنین بی هوا از مسئولان باشگاه دفاع می کنند و به جای انتقاد از مسئولان به پیشکسوتان باشگاه که نماد این تیمها محسوب می شوند توهین می کنند ؟

تیم ما هم امروز به جای لیگ دو باید در کنار تیم های نامبرده می بود ولی افسوس که به علت وجود چنین هوادرانی تفکر حضور سپیدرود در کنار آن تیم ها آرزوی دست نیافتنی می باشد.

از ماست که بر ماست