آری آقایان ما در خیالات خودمان سیر می کنیم.

آری آقایان ما در خیالات خودمان سیر می کنیم.

آری هدف ما نابود کردن سپیدرود است و ما در خیالات و اوهام خودمان برای تیم مشتری پیدا کردیم راستی دو روز پیش خواب دیدم که اقای قاسمی به عنوان نماینده شورای شهر رشت و نماینده تام الاختیار خریدار  و تنی چند از پیشکسوتان سپیدرود به باشگاه مراجعه کردند ولی خبری از آقای نجفی نشد !!!

راستی آقایان ما به شما دروغ گفتیم چون ما یک عده اندک و 5 نفره ای هستیم که قصد ما همراه سه چهار تن از پیشکسوتان سپیدرود که انها هم به عنوان نمایندگان ارگان مورد نظر بودند  فقط تخریب باشگاه و جو سازی بود. البته آنها با تعیین وقت قبلی به باشگاه سپیدرود در ساعت 5  بعد از ظهر روز شنبه ۲۸ خرداد مراجعه کردند تا به صورت مستقیم و رو در رو با اقای نجفی ملاقات کنند و پرونده خرید تیم را ببندند ولی سعید خانتان بد قولی کردند و حتی موبایلشان را هم خاموش نمودند و در ان جلسه اختیار را به اقای رستگار و حسین پور واگذار کردند و نمایندگان خریدار هم بدون هیچ گونه صحبتی باشگاه را ترک کردند چون طرف معامله انها نجفی بود نه حسین پور

البته آقایان تازه به دوران رسیده اینها همه خواب بود و ما نه مدرکی داریم و نه شاهدی چون شما همیشه مدرک می خواهید و آدمی که در خواب است  هیچ گونه مدرکی ندارد راستی نمیدانم چرا در خواب هم همیشه همه کاره فرهاد جان شما است اصلا این شخص انقدر مهم و استراتژیک است که در خواب همه دشمنان یعنی(ما) و عاشقان یعنی (شما) هم همیشه حضور دارند راستی فکر کنم که ما خیالاتی شدیم چون فرهاد خان شما عده ای از زیر دستانش را در سطح شهر روانه کرده که به مردم بقبولانند که این مسئله دروغ محض است و اصلا وجود خارجی ندارد البته راست هم می گوید چون ما در توهمات هستیم راستی یک خواب تازه هم دیدم و یک کارخانه تولید اب معدنی هم خواهان تیم هست ولی رستگار جان و نجفی جان شما بنا به دستور فرهاد خان عزیز تر از جانتان جواب تلفنشان را نمیدهند  و از دور قیمت کذایی میدهند.

امیدوارم تمام این چیزهایی را که در خواب دیدم به دور از واقعیت باشد و هیچ وقت تعبیر نشود چون آنگاه ممکن است منافع خیلی از عاشقان سپیدرود ! به خطر بیفتد.

کسری رشتی

روز 28 خرداد هم گذشت و خبری از آقا نجفی نشد

روز 28 خرداد هم گذشت و خبری از آقا نجفی نشد

 هم اکنون دو ارگان برای خرید سپیدرود اعلام آمادگی کرده اند و در چند نوبت به باشگاه مراجعه کرده اند ولی خبری از آقای نجفی نبود.

کماکان از آقای نجفی درخواست می کنیم که یک تاریخ معین را برای مذاکره با فرد خریدار مشخص کند تا طرفین بحث فروش باشگاه را به سرانجام برسانند.

کسانی که می گویند ما دروغ می گوییم می توانند از آقایان نجفی و رستگار و حسین پور صحت ماجرا را سوال کنند تا 48 ساعت آینده مدرک معتبری را رو می کنیم.

راستی آقایان هیچ تاریخی از سوی شما اعلام نشد ....

باز هم خبری از آقای نجفی نیست ....

باز هم خبری از آقای نجفی نیست ....

فرد خریدار که خواهان مذاکره با آقای نجفی پیرامون بحث فروش باشگاه بود چندین هفته بخصوص بعد از بیانیه باشگاه پیگیر مذاکره با آقای نجفی است که بحث فروش باشگاه را به سرانجام برساند.

و این فرد چندین بار به هیات فوتبال مراجعه کرده حتی به باشگاه سپیدرود هم رفته اما خبری از آقای نجفی نبود هم اکنون آقای نجفی در خارج از کشور تشریف دارند.
گویا آقای نجفی برای بحث فروش باشگاه به آقای رستگار اختیار تام داده است که گوشی موبایل آقای رستگار نیز خاموش می باشد .

لذا باز هم از این تریبون اعلام می کنیم اگر مسئولان باشگاه واقعا قصد واگذاری باشگاه را دارند یک تاریخ معین را اعلام کنند تا طرفین بحث فروش باشگاه را به سرانجام برسانند.

اری اقایان ما عده ای اندک و جاهل هستیم که به خاطر منافع خودمان می خواهیم تیم محبوبمان را نابود کنیم این الفاظی است که اقایان نثار ما میکنند و ما را خائن و خط بگیر عده ای خواص لقب میدهند احتمالا منظورشان پیشکسوتان سپیدرود است . من واقعا برایتان متاسفم که چنین تفکرات غلطی در سر می پرورانید دوستان و ما را خط بگیر عده ای دیگر قلمداد میکنید خدا میداند که تمام هم و غم ما سپیدرود است و بس ما از خدای خودمان و وجدان خودمان خط میگیرم ولی شما ها از مربی محبوب خط میگیرید که تمام فکر و اندیشه اش این است که این تیم با نجفی حفظ شود تا ایشان بتواند چند سال دیگر مربی باشند و شما ها دانسته و یا نادانسته به او کمک میکنید غافل از اینکه دارید به تیم محبوب خودتان خیانت میکنید پس مردم باید برای شما ها متاسف باشند یا برای کسانی که در صدد نجات تیم هستند

شما چون مدرک و عدله ای محکمه پسند ندارید تمام دوستداران و حتی قدیمیها وپیشکسوتان تیم را مورد اهانت  و تهمت قرار میدهید تا خودتان را تبرئه کنید و تمام و کمال در خدمت مربی عزیز تر از جانتان باشید و ما را متهم به مخالفت با او و نجفی جلوه میدهید خدا لعنت کند کسی را که چنین تفکری داشته باشد هدف ما نجات تیم و رساندن ان به سر منزل مقصود میباشد حالا شما ها هرچه فکر کنید و بنویسید برای من  و امثال من مهم نیست شما ها با حرکات و جانبداری های بیخودتان ثابت کردید که چه کسی خائن و فرد گراست و خدا را شکر که مردم متوجه هستند و میفهمند که حرف حق را چه کسی میزند شما حتی با رییس هیات فوتبال هم مشکل دارید و در مطالبتان بارها خواهان رفتن او شدید و غافل از این که ایشان چقدر برای فوتبال استان زحمت کشیدند ولی شما عده ای معلوم الحال هستید که به زمین و زمان خرده میگیرید چون شما خط بگیر مربی و کسانی هستید که منافعشان ارجهیت دارد به سپیدرود و شما ها با چشمانی بسته و کورکورانه حامی او هستید من دیگر نظری ندارم و شما را به خدای خودتان و وجدانتان واگذار میکنم. 
      کسری رشتی

سرابی به نام سپیدرود

سرابی به نام سپیدرود....

روزی روزگاری شهری بود که مردمانش دلی داشتند از جنس بلور . زلالتر از تراوتش و پاک تر از قطره هایش. آن مردمان زندگی می کردند با عشقی به پهنای جنگلهای سرسبز شمال  به بزرگی سلسله کوههای البرز و به عظمت سپیدرود...
آنها سپیدرود را مال خود می دانستند ... نه بهتر بگویم از جنس خودشان می دانستند و پاره تنشان بود. با کامیابی هاش به اوج آسمانها می رفتند و با ناکامی هایش دل شکسته می شدند. برای آنها سپیدرود نه فقط یک تیم  که سمبل یک سبک زندگی بود. وقتی موفقیت بدست می آورد آنها مانند پدری که نمره بیست فرزندش را با خوشحالی به دوستانش نشان می دهد. سر جلو می دادند و سینه سپر می کردند که های ببینید این است سپیدرودمان... و خدا روزی را نمی آورد که شکست می خورد.آن وقت زمین و زمان را مقصر می دانستند. از داور و فدراسیون و زمین مسابقه گرفته تا هوای نامساعد و بازیکنان ناجوانمرد تیم مقابل و... همه و همه را بجز خود سپیدرود .

برای آنها گله گذاری از سپیدرود یک تابو بود آخر درستش هم همین است کدام عاشق را دیده اید که از معشوقش گله کند ؟!
روزها گذشت و سپیدرود ماند.هوادران جوانش بزرگ شدند و به میانسالی رسیدند و قبای پیر بر تن کردند و به دیار باقی شتافتند... اما سپیدرود ماند و عشق سپیدرود از نسلی به نسل بعد منتقل شد. سپیدرود بریشان یادگاری به جا مانده از تاریخ بود اما  شاید کمتر کسی به یاد داشته باشد که سپیدرود در تاریخ پرنوسانش حتی لحظه ای دست از حالت سینوسی اش بر دارد روزی در اوج قدرت بود و قدر ترین حریفان در پیشگاهش دست و پا بسته  بودند و روز دیگر سر در گم و شکست خورده اما همیشه یک نام پر ابهت بود و قابل احترام.

زمان گذشت و روزگار اما نچرخید بر مراد سپیدرود.
ابتدا مالک متمول و دلسوزش زیر سنگ اندازی های مسئولان فوتبال عطای کار را به لقایش بخشید و بهتر دید برود از فوتبالی که بوی کباب بلند شده برای گروهی اندک ولی نوکیسه...
به قول ایرج خوالی پیشکسوت روزهای اوج سپیدرود اگر بگوئیم بعد از بیژن شعار سپیدرود یتیم شد پر بیراه نگفته ایم.
از آن پس تیم محبوب شمال دست به دست شده روزی هیات فوتبال برای کسب محبوبیت دستی یتیم نوازانه بر سرش کشید و روز دیگر نیروی زمینی سپاه. البته روزی هم رسید که چون بچه ای سر راهی به کناری گذاشتنش و به همت چند پیشکسوت دلسوز از زمین بلندش کردند.

روزها گذشت و خبر رسید فردی متمدن و جوان از استان همسایه به عشق سپیدرود می خواهد دستش بگیرد و از زمین بلندش کند.
شور و هیجان هواداران سپیدرود را که در تمام این سیه روزی ها تنهایش نگذاشتند فرا گرفت . امید به اردوگاه بازگشت همه منتظر بودند ببینند دوباره آقائی سپیدرود را . اما دیری نگذشت که امید ها به نا امیدی و دلگرمی ها به یاس تبدیل شد. همه دیدند که مالک یا مالکان تازه نه عشقی به سپیدرود نشان دادند نه دلی برای هزینه کردن. آنها آمده بودند تا در این آشفته بازار کلاهی از این نمد برای خود ابتیاع کنند و بروند.نه میل دل کندن هم ندارند کجا بروند از اینجا بهتر شهرت که بدست  آمده معافیت مالیاتی هم که برای سایر صنایع جایزه گرفتند حالا یک پول خردی هم هزینه می کنند و حالش را می برند سپیدرود این روزها تبدیل شده بود به یک تیم درجه چندمی  گروهی از یاد برده اند که روزی روزگاری قطبی داشت شمال کشور که بزرگی اش کم از نفت جنوب و سپاهان و تام نصف جهان و تراکتور و ابومسلم شرق   وغرب نداشت.

سپیدرود باید در لیگ های پائین دست و پا می زد تا هزینه اش کمتر باشد.
و وقتی معادلات درست از آب در نیامد و به همت گروهی از بازیکنان سپیدرود در سال پیش یک پله بالا آمد و خود را کمی به سطح بالای کشور نزدیک کرده بود آقایان دست پاچه شدند گفتند پول نداریم بازیکن نمی گیریم. آخر سند مالکیت سرمربیگری مادام العمر به اسم آقای مربی خورده است. کدام تیم است که پس از یک فصل کامل همه بازیهاش را ببازد و ( حالا چند برد هم به اشتباه بدست آورده است ) کسی جرات نداشته باشد به ساحت مقدس آقای مربی چپ نگاه کند.
زمانی هم که به همت گروهی دلسوز برای خرید تیم مشتری و اسپانسرهائی پیدا شد آقایان آنچنان نرخ را بالا بردند که همه را پشیمان کردند.
حالا دوباره سپیدرود به سقوط سلام کرده و دارد بر می گردد بجائی که آقایان از همه بیشتر راضی هستند سپیدرود نه میل طغیان دارد نه سر پر آب شدن . سپیدرود شهر باران به یک آب باریکه تبدیل شده  و دارد بجای تر کردن لبهای  تشنه هرزه علفهای سمی را آب می دهد.
و این است داستان نافرجام عشق مردم یک شهر.

رادنی دیدار
منبع : هفته نامه سپیدرود


خبری از آقای نجفی نیست !!!

خبری از آقای نجفی نیست !!!

بعد از بیانیه ای که از سوی باشگاه سپیدرود مبنی بر تمایل مالک باشگاه بر به فروش رساندن باشگاه در رسانه های مختلف منتشر شد.


فرد خریدار و نمایندگان وی از اولین ساعات آن روز  پی گیر قضیه شدند و خواهان مذاکره با شخص مالک باشگاه یعنی آقای سعید نجفی شدند. تا شرایط ایشان را برای واگذاری باشگاه جویا شوند.

اما در این چند روز خبری از آقای نجفی نبود و موبایل ایشان و آشنایان نیز خاموش بوده است.در طی تماسی که با آقای امیر فر حسینی مسئول روابط عمومی باشگاه داشتیم ایشان نیز خبری از آقای نجفی نداشتند.

لذا اگر آقای نجفی به واگذاری باشگاه تمایل  دارد لطفا یک تاریخ معین را برای ملاقات با طرف خریدار تعیین نماید تا طرفین بحث فروش باشگاه را به سرانجام برسانند.

ضمنا طرف خریدار فقط با مالک باشگاه یعنی آقای نجفی برای واگذاری تیم مذاکره می کند.در صورتی که مالک باشگاه فرد دیگری را به نمایندگی از خود برای مذاکره بر می گزیند باید شخصا این موضوع را به اطلاع برساند.

زمان نقل و انتقالات ليگ‌هاي آزادگان فوتبال اعلام شد.

زمان نقل و انتقالات ليگ‌هاي آزادگان فوتبال اعلام شد.


  به نقل از سايت فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ آزادگان از زمان نقل و انتقالات باشگاه‌هاي کشور ليگ آزادگان شامل ليگ‌هاي دسته اول، دوم و سوم کشور (بزرگسالان فصل 91-90) خبر داد.

سازمان ليگ آزادگان قرعه کشي، شروع و پايان نقل انتقالات، مهلت ارسال مدارک و شروع مسابقات فصل 91-90 را به شرح زير اعلام کرد.

ليگ دسته اول: دوشنبه 3/5/90
قرعه کشي: ساعت 10 صبح هتل آکادمي فوتبال

شروع زمان نقل و انتقالات: يک روز پس از پايان مسابقات ليگ دسته اول فصل 90-89

پايان زمان نقل و انتقالات: پايان وقت اداري روز پنجشنبه مورخ 3/6/90

پايان زمان تحويل مدارک: پايان وقت اداري روز دوشنبه مورخ 7/6/90

شروع مسابقات: پنجشنبه 10/6/90

ليگ دسته دوم:
قرعه کشي : سه شنبه 4/5/90 - ساعت 10 صبح هتل آکادمي فوتبال

شروع زمان نقل و انتقالات: يک روز پس از پايان مسابقات ليگ دسته دوم فصل 90-89

پايان زمان نقل و انتقالات: پايان وقت اداري روز دوشنبه مورخ 7/6/90

پايان زمان تحويل مدارک: پايان وقت اداري روز شنبه مورخ 12/6/90

شروع مسابقات: دوشنبه 14/6/90

ليگ دسته سوم:
قرعه کشي: چهار شنبه 5/5/90 - ساعت 10 صبح هتل آکادمي فوتبال

شروع زمان نقل و انتقالات: يک روز پس از پايان مسابقات ليگ دسته سوم فصل 90-89

پايان زمان نقل و انتقالات: پايان وقت اداري روز يکشنبه مورخ 13/6/90

پايان زمان تحويل مدارک: پايان وقت اداري روز چهارشنبه مورخ 16/6/90

شروع مسابقات: يکشنبه 20/6/90

 

نظر سنجی تو خالی

در روزهای اخیر که حاشیه های سپیدرود به طور فزاینده ای افزایش یافته و سپیدرود سقوط کرده اسیر کلی حاشیه و بدبیاری شده  کبک سایر تیم ها خروس می خونه  و نتایج خوبی گرفتند و در این بین به نظر می رسد سپیدرود طبق معمول باید قربانی شود

در روزهای اخیر در یک نظر سنجی که از سوی همشهری های رشتی ما در سایت فیس بوک با عنوان  "  محبوب ترین تیم فوتبال گیلان کدام است ؟  "  انجام شده در گزینه های نظر سنجی فقط نام تیم های داماش  گیلان و ملوان بندر انزلی ذکر شده و نام سپیدرود خواسته یا ناخواسته از قلم ها افتاده  به نظر من این نظر سنجی می توانست با عنوان دیگری مطرح شود مثلا کدام تیم محبوب تر است یا اینکه محبوب ترین تیم لیگ برتری گیلان کدام است و... ولی اینکه می گویند محبوب ترین تیم گیلان کدام است و اسم سپیدرود از لیست ها حذف می شود برای هیچ سپیدرودی قابل حضم نیست تیم داماش هم مورد احترام ما سپیدرودی هاست و به عنوان همشهری آرزو می کنیم که سال بعد در لیگ برتر نماینده شایسته ای برای شهر ما باشد ولی وقتی داماش امسال به لیگ برتر صعود کرد به جز چند پرده آنهم عمدتا از سوی نهاد های دولتی و یا اقتصادی که با شرکت داماش مراوده و بده بستان داشتند پرده های چندانی  از سوی مردم به صورت خود جوش نصب نگردید حال آنکه سپیدرود وقتی سال گذشته بعد از سالها از لیگ دو به لیگ دسته اول صعود کرد در سطح شهر رشت انبوهی از پرده های تبریک به صورت خودجوش از سوی مردم رشت نصب شد که انهم حکایت از محبوبیت این تیم ریشه دار دارد و حذف اسم سپیدرود برای ما  سپیدرودی ها که با این تیم زندگی می کنیم نباید توجیحی داشته  باشد.

البته وقتی که هوادران برای باشگاه سپیدرود تهدید محسوب شوند و  آقایان با هر طرفندی دوست داشته باشند که هوادران را که سرمایه اصلی تیم هستند را از تیم و ورزشگاه دور کنند معلوم است که چنین نظر سنجی های توخالی هم بیرون می آید.

به هر حال بهتر است که ما سپیدرودی ها نظر سنجی را تحریم کنیم

آمادگی برای خرید سپیدرود

ما از روز یکشنبه مورخه ۸ خرداد  ۱۳۹۰ آمادگی داریم که آقای سعید نجفی مالک باشگاه سپیدرود رشت به دفتر هیات فوتبال استان گیلان تشریف بیاورند.

و در حضور متولی فوتبال استان گیلان آقای قاسمی و شخص خریدار و نمایندگان طرفین پیرامون بحث فروش تیم مذاکره نمایند.
و شرایط خود را برای واگذاری تیم اعلام کنند.

همچنین تا ۲۰ خرداد ۱۳۹۰ آقای نجفی می تواند به هیات فوتبال استان گیلان تشریف بیاورند و بحث فروش باشگاه را به سرانجام برساند.

اگر تا آن زمان از سوی آقای نجفی اعلام آمادگی نشد ثابت می شود که آقایان قصد عوام فریبی دارند

بزرگان و  پیشکسوتان باشگاه سپیدرود رشت

در برنامه با ورزش دو هفته پیش شبکه باران مورخه شنبه ۲۴ اردیبهشت سال ۱۳۹۰ که دست اندر کاران این برنامه ویژه برنامه ای جهت بررسی وضعیت تیم فوتبال سپیدرود رشت ترتیب داده بودند در این برنامه اشخاصی همچون آقایان فرهاد حسین پور و سعید نجفی شرکت کردند و آقای نجفی در دفاع از عملکرد خود متذکر شد در فصلی که گذشت برای تیم سپیدرود مبلغی حدود یک میلیارد تومان خرج نمود.

ابتدا امر این را باید بگویم که دارائی ها و هزینه های هر فرد شخصی است و به خود فرد بستگی دارد و کسی جز مراجع قانونی آن هم در برخی شرایط  خاص حق دخالتی در امور مالی کسی را ندارد اما چون سپیدرود رشت که بر آمده از یک هویت است و نماینده خیل عظیمی از مردم دیار ماست ما هوادران حق داریم در مورد امور جاری تیم اظهار نظر و انتقاد کنیم از آنجایی که سپیدرود همانگونه که اشاره کردیم نماینده مردم رشت و گیلان است و مردم این سرزمین با پیروزی هاش شاد و با شکست هاش غمگین می شوند و سپیدرود به طور مستقیم در روحیه مردم ما تاثیر دارد کسانی که داعیه نمایندگی و تصمیم گیری برای جمعی به این وسعت را دارند در کار خود چیزی به نام حریم خصوصی ندارند به طور مثال یک بازیکن فوتبال وقتی وارد تیمی مثل سپیدرود می شود دیگر این بازیکن صرفا متعلق به خود نیست و وظائفی در قبال باشگاه و هوادران دارد که باید تا حد توان آن وظائف را به نحو احسن به انجام برساند از جمله مهمترین این وظائف خواب خود را به خوبی تنظیم کند مبادی آداب باشد و کاری نکند که به شخصیت باشگاه و جامعه فوتبال لطمه بزند و..... مسئولان و دست اندرکاران تیم هم مهمترین وظیفه ای که دارند این است که با هوادران سپیدرود صادق باشند

و باید تمام اقدامات خود را به صورت شفاف به سمع و نظر هوادران و بینندگان برسانند در ابتدای برنامه هفته گذشته قبل از آنکه مصاحبه آقای نجفی پخش گردد  آقای حسین پور  صراحتا مشکلات مالی و عدم وجود پول را عامل اصلی سقوط سپیدرود قلمداد کرد در مصاحبه آقای نجفی نکات مبهمی هم بود ابتدا اینکه ایشان صراحتا مبلغ دقیقی از هزینه ای که برای سپیدرود انجام دادند را اعلام نکردند و اینکه بگوییم حدود یک میلیارد خرج کردیم هم می تواند تفاسیر مختلفی را در بر داشته باشد.

در خوش بینانه ترین حالت سپیدرود در فصلی که گذشت و منجر به سقوط تیم شد با یک حساب سر انگشتی زیر ۳۰۰ میلیون تومان خرج کرد جای سوال اینجاست اگر واقعا سپیدرود نزیک به یک میلیارد خرج کرد چرا ۲۰ میلیون به بهترین بازیکن فصل گذشته یعنی سهیل حق شناس نداد تا سهیل به برق شیراز برود یا اینکه چرا تیم تازه وارد چوکا تالش که اولین فصلی که از لیگ سه به لیگ دو آمده بود چند تا از بازیکنان اصلی و فیکس سپیدرود را خریداری کرد و بازیکنان سپیدرود حاضر شدند بروند در لیگ دو و چوکا تالش بازی کنند ولی قید بازی در سپیدرود و لیگ یک را بزنند تا اینکه سپیدرود مجبور شود با بازیکنان تستی وارد لیگی همچون دسته اول شود !!!!

سقف قرارداد بازیکنان سپیدرود در فصلی که گذشت فقط ۵ میلیون و نیم بوده است البته فقط برخی از بازیکنان چنین مبلغی را دریافت کرده اند نه همه بازیکنان ولی به فرض محال حتی اگر ۲۵ بازیکن سپیدرود  به طور میانگین ۵ میلیون دریافت کرده باشند  به عدد ۱۲۵ میلیون می رسیم.
سپیدرود در ۱۴ بازی خارج از خانه شرکت کرد و در بازی های خارج از خانه تیم تا تهران را با اتوبوس طی می نمود و سپس از تهران تا شهر مقصد را با هواپیما اگر سپیدرود به فرض هر بازی با بازیکنان تدارکاتش  ۲۵ نفر راهی خارج استان شده باشند میانگین بلیط هواپیما را ۶۰ هزار تومان در نظر بگیریم مبلغ ۲۱ میلیون تومان می شود به علاوه طبق گفته بازیکنان سپیدرودتیم در خارج از استان در هتل های درجه سه اسکان داده می شد اگر هزینه هتل را هم فرضا ۷۰ میلیون در نظر بگیریم به علاوه ۶۰ میلیون هزینه جانبی نظیر هزینه اجاره زمین قرار داد کادر فنی  و خوراک و سایر هزینه های عرفی که در تمام باشگاه ها وجود دارد سپیدرود در خوشبینانه ترین حالت مبلغی کمتر از ۳۰۰ میلیون تومان برای مدیرانش هزینه داشت ( البته من با دست باز و در خوشبینانه ترین حالت را در نظر گرفتم)

این را هم در نظر بگیریم که اواسط فصل گذشته با درخواست رسمی و  نامه کتبی آقای رستگار  مسولان سپیدرود مبلغی حدود ۱۵ میلیون را از استانداری به عنوان کمک دریافت نمودند البته اینجانب خبر دقیقی از میزان کمک های مسولان استان ندارم.
نکته دیگر را باید در مورد تیم های پایه سپیدرود متذکر شوم که در تمامی باشگاه ها بازیکنانی که در تیم های پایه به عنوان آینده سازان آن باشگاه هستند مبلغی هر چند ناچیز دریافت می نمایند اگر هم مبلغی از باشگاه دریافت نکنند باشگاه وظیفه دارد هزینه ایاب و ذهاب و البسه و خوراک بازیکنان تیم های پایه را پرداخت کند اما تیم های پایه سپیدرود نه تنها پولی دریافت نمی کنند بلکه برای سفرهای داخل استانی باید مبلغی ۵۰۰۰ هزار تومان را برای هر بازی بدهند !!!

بازیکنان سپیدرود نیز تا بدین لحظه کل مطالبات خود را از باشگاه دریافت ننموده اند