این دود سیه فام که بینی به هوا خواست     از ماست که بر ماست.

قصه سپیدرود و طرفدارانش قصه تلخی است که در این مقاله نمی گنجد. اما بازگو کردن این قصه تلخ شاید بتواند کمکی کند که فرق آدمها را از یک دهه پیش تا الان بتوانیم کمی حس کنیم.
بهتر است که زیاد دور نرویم و ایام نزدیکی را بررسی کنیم که شاید دوستان و خوانندگان ما تا اندازه ای به یاد داشته باشند سال 72 یا 73 بود که فدراسیون فوتبال شاهد تغییر و تحولاتی در عرصه ریاست و مدیریت این فدراسیون شد و داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون فوتبال شد و در این سال بود که تمام مسابقات لیگ 2 (دسته اول امروزی )و لیگ سه و قهرمان لیگ های استان موظف شدند که در مسابقات سراسری لیگ های منطقه ای شرکت کنند و سپیدرود خسته از چندین سال شرکت در مسابقات نفس گیر لیگ 2 در گروه ای که تیم های شیشه همدان و شهرداری اردبیل و یک تیم دیگر که به خوبی به یاد ندارم همگروه شد متاسفانه سپیدرود با مربی گری محمد احمد پور نتوانست از گروه خود به مرحله دوم راه پیدا کند و تیم شهرداری اردبیل در بازی آخر و با یک پیروزی جنجالی در شهر خلخال توانست به عنوان تیم برتر به مرحله دوم صعود کند.


اما محمد احمد پور به عنوان سرمربی تیم و به عنوان یک سمبل مورد بدترین توهین ها و آماج بدترین انتقادات و تندرویها شد.اما سپیدرود که از لیگ منطقه ای حذف شده بود باید با تیم تراکتور سازی تبریز در ادامه رقابتهای جام حذفی بازی می کرد آن هم در ورزشگاه عضدی رشت سپیدرود بازی اول را در تبریز یک بر صفر باخته بود و در بازی برگشت باید به مصاف این تیم می رفت اما در رشت هم نتوانست این تیم را متوقف کند و یک بر صفر باخت اما در پایان بازی عده ای تماشاگر که اسم نبرم بهتر است در جلوی درب ورزشگاه عضدی بدترین فحش ها و الفاظ زشت را در قبال محمد احمد پور به کار گرفتند و احمد پور بیچاره با چشم گریان برای همیشه از سپیدرود رفت و اما دو سال بعد تیم تحت پوشش فجر سپاه رفت و این بار جهانپور مربی تیم شد و دوباره انتقادات پیرامون تیم بوسیله این آقایان آغاز شد و تیم روز آخر در حالی که اگر سپاسی شیراز را شکست می داد به لیگ دسته اول (لیگ برتر امروزی) صعود می کرد ولی این بار هم صفر-صفر مساوی کرد و از صعود بازماند و باز همین آقایان در جلوی درب ورزشگاه به بالای ماشین جهانپور پریدند و ایشان را مورد بی رحم ترین الفاض و فحش های رکیک قرار دادند و هیچ کس هم جلو دارشان نبود اما باز هم سپیدرود صعود نکرد دو سه سال بعد تیم به پاس تهران سپرده شد و این بار سعید آخوندی مربی تیم شد و فرزاد سیری و ایرج خوالی به عنوان مربیان دوم و سوم در تیم مشغول به کار شدند و باز هم تیم نتیجه نگرفت این بار هم این آقایان به جای انتقاد از آقای آخوندی که به تهران رفته بود ایرج خوالی را مورد عنایت خود قرار دادند. و دوباره تیم به لیگ گیلان سقوط کرد و ایرج خوالی با دست خالی علی رقم تمام انتقادات تیم را در دست گرفت اما باز هم که این آقایان می دانستند تیم پول و سرمایه ای ندارد ایرج خوالی را در تیررس انتقادات و الفاض رکیک خود قرار دادند تا تیم به دست آقای نجفی رسید و ایشان بعد از برکناری احمد صومی و دیگران فرهاد حسین پور به تنهایی به عنوان مربی - سرمربی-سرپرست و مدیر عامل و...انتخاب کردند اما در طول 8 سال حضور این آقا و تمام مشکلات و نتیجه نگرفتن این آقا هیچ کدام از این آقایان حتی حاظر نشدند که یک کلمه اعتراض به این آقا و اطرافیان ایسان بکنند.

من و شما باید چه فکری راجع به ایشان بکنیم ؟ مگر فرق بین جهانپور و احمد پور و روشن و آذرنیا با حسین پور چیست ؟ مگر شخصصیت آقایان از حسین پور کمتر بود که آنها مورد ضرب و شتم و ناسزا قرار دادید ولی به خودتان اجازه نمی دهید که هوادران سپیدرود حتی یک کلمه انتقاد خشک و خالی به آقا فرهاد بکنند ؟

آقای محترم تو خودت می دانی که من منظورم به کیه.تویی که داشتی ماشین جهانپور را توی ورزشگاه بر می گرداندی ولی وقتی که عده ای تماشاگر به حسین پور انتقاد می کنند آنها را مورد توهین قرار می دهی !!!

تو هیچ می دانی که سه هفته قبل و بعد از شروع مسابقات لیگ یک مشتری پر و پا قرص برای تیم پیدا شده بود و پدر سعید نجفی هم راضی شده بود تیم را بفروشد و همین آقای حسین پور اجازه ندادند که آقایان تیم را به این ارگان متمول واگذار کنند. چرا ؟
چون اگر تیم به هر کس واگذار می شد دیگر ایشان مربی نخواهند بود حالا آقایان تماشاگر نما به ما ثابت کردید که شما چرا این همه از حسین پور دفاع می کنید !!! چون شما هم منافع دارید چون اگر نداشتید این گونه بی مورد از یک مربی شکست خورده دفاع نمی کردید واقعا برای تک تک شما متاسفم.
البته برای خودم و سایر دوستان هم متاسفم که با هم اتحاد نداریم که بتوانیم نجفی را وادار کنیم که از این تیم برود و تیم را به افراد و ارگان ها بهتری بسپارد تا تیم این گونه زنگ تفریح نشود.



آقایان یک سوال ذهن من را خیلی به خودش مشغول کرده آخر چه طور می شود که مربی یک تیم در طی 8 هفته باخت داخل و خارج خانه از خود این گونه مورد مصونیت از طرف شما آقایان قرار می گیرد و اگر کسی هم خواست از ایشان انتقاد کند شما دوستان به خاطر آقا فرهاد خودتان را به زمین و آسمان می برید.آخر چرا ؟
دلیل این پشتیبانی بی چون و چرا از این آقا چیست من و امثال من باید چه فکری بکنیم ؟

نویسنده : ارسال شده از سوی کسری رشتی