یادداشت ویژه به بهانه صعود سپیدرود
یادداشت ویژه به بهانه صعود سپیدرود به دسته اول و خودیابی داماش: اردیبهشت رشت بهاری است
حالا پس از چندين سال دوباره رود هميشه پر آب شمال دارد به نزديكي ها ي دريا مي رسد. اين بار سپيد رود در يك غروب آدينه ي بهاري به ليگ1 صعود كرد
سایت گل -پرچم های سرخ بار دیگر در آسمان همیشه ابری رشت به پرواز در آمده.گویی این رخص پرچم ها نوید بخش خبری خوش برای دیار باران است. روزی روزگاری یک شهر بود و یک سپیدرود که در دل مردم سرزمین باران جايي داشت و آن را چون مرواريدي گرانبها محافظت مي كردند و قدرش راداشتند.
تيمي كه آن را مردمي مي خواندند و خود را مالك همه چيزش مي دانستند از مسئول تداركاتش تا انتخاب مديرعاملش. بد نيست بدانيد كه همين تماشاگران در اكثر مواقع فرمان تعويض را سر مي دادند و واي به حال مربي كه از اين دستور سرپيچي مي كرد.
سپيدرود بود و يك دنيا آرزو. سپيدرود بود و يك عالمه انتظار كه هرچند شايد بيشترشان برآورده نشده اما مردم نه چندان صبور رشت شايد فقط همين يك بار تا به امروز خويشتن داري كرده اند براي رود سپيدشان.
چه آن روزها كه در سال 56 در ليگ 2 تخت جمشيد در حالي كه تا 3 هفته پاياني صدرنشين بودند در آخر با 3 باخت پياپي از صعود باز ماندند و چه در سال 57 كه اين بار به ليگ دسته يك تخت جمشيد صعود كردند و زير و رو شدن جامعه دامن سپيد رودشان را هم گرفت و ليگ تعطيل شد.و چه آن سالها كه به سطح نخست فوتبال كشور آمدند و علي رغم تلاش بي وقفه و حفظ سهميه گيلان طبق قوانين من در آوردي آن روزها ي فدراسيون كه بايد دوباره در ليگ استاني هم شركت ميكردند تيمها تا جواز ليگ يك را بگيرند و نتوانستند صعود كنند.و خلاصه چه آن غروب لعنتي استاديوم عضدي رشت در سيزده سال پيش كه وقتي ياران جهانپور در ديدار فينال گونه ليگ 2 نتوانستند بر شاگردان شاه غلام (فجر سپاسي)غلبه كنند و آنها به ليگ 1 كه چند سال بعد لقب برتر گرفت راه يافتند و سپيدرود ماند كه البته نه نماند! به ليگ پايين تر هم سال بعدش رفت و مردم يك شهر ماندند و آرزويي كه روز به روز كم رنگ تر ميشد .
آرزويي كه مردم شهر خواستند در استقلال شهرداري ، پگاه و بعد داماش جستجويش كنند اما مگر مي شد عشق سپيد را از دل بيرون نهاد؟ مگر مي شد عشق يك شهر به تيمي كه شايد سنبل قرمز هاي رشت بود هميشه ،اما همه دوستش داشتند را از سر باز كرد؟ سپيدرود هميشه محبوب همه بود از شرق گيلان تا غربش( البته شايد نه شهر انزلي).مجبوب ازلي قرمز هاي شمال بود و آبي ها دوستش داشتند و به آن افتخار ميكردند .عشق سپيد خودي و غير خودي نداشت .مال همه بود كه سر ميدادند : اگر سپيدرود بخشكد ماهي ها مي ميرند.... و حالا پس از چندين سال دوباره رود هميشه پر آب شمال دارد به نزديكي ها ي دريا مي رسد.
اين بار سپيد رود در يك غروب آدينه ي بهاري به ليگ1 صعود كرد .
هرچند اين ليگ 1 با آن دست اولي كه سپيد رو د 13 ، 14 سال پيش از راهيابي به آن باز ماند يك لول پايين تر است اما براي مردم باران نويد بخش روزهاي خوب و براورده شدن آرزوهاي ديرين است . اين را همه فهميدند كه سپيد رو چقدر براي مردم اينجا مهم است .از مسئولان تربيت بدني ياسوج كه مردم شهر باران آنجا را تلفن باران كردند كه از نتيجه تيم شهرشان باخبر شوند گرفته تا مسئولان شوراي شهر و تربيت بدني رشت و مخصوصا مهندس عابديني زماني كه ديدند وقتي گوينده ورزشگاه خبر باخت تيم استقلال جنوب تهران را كه به منزله صعود بي چون و چراي سپيدرود به ليگ 1 در فاصله يك هفته مانده به اتمام مسابقات بود را اعلام كرد ، نزديك به بيست هزار نفر هوادار رشتي كه براي ديدن ديدار حساس داماش – برق شيراز به ورزشگاه آمده بودند غريو شادي سر دادند و 20 دقيقه پاياني فراموش كردند كه اينجا هم ديداري حساس براي تيم شهرشان در جريان است . چه خبر شده اينجا؟ هنوز داماش كه گل برتري را نزده كه شما خوشحاليد!!؟
اما مردم شهر شايد برايشان صعود سپيدرود از همه چيز دل انگيز تر بود زماني كه فرياد ميزدند يك تيم داريم تو گيلان .... سپيد رود قهرمان .و اين زنگ خطري براي مهندس عابديني و شركا بود كه اگر قرارباشد باز هم در ليگ 1 درجا بزند شايد سال بعد كمتر مورد توجه مردم شهر باشند و البته داماشي ها زود احساس خطر كردند و گل برتري را زدند و به همراه نفت تهران به صدر صعود كردند در فاصله 5 هفته به پايان ليگ حالا بيشترين شانس را با توجه به بازي ها ي باقيمانده براي صعود به ليگ برتر دارند . سوت پايان مسابقه داماش- برق شيراز كه زده شد هزاران نفر با رقص پرچمهايشان با بوق ماشين هايشان و سرود هاي هيجان انگيزشان بلوار منظريه ( خيابان همجوار استاديوم) را به تسخير خود در آوردندو به استقبال قهرمان هاي شهرشان رفتند .
در آن شلوغي تفكيك اينكه اين شادي براي صعود سپيدرود بود يا صدر نشيني داماش نه ممكن بود و نه اهميتي داشت مهم اين بود كه مردم اين ديار دوباره برق اميد در چشمانشان زده شد و دارند بهار را با همه زيبايي ها يشان لمس ميكنند .
همانطور كه پرفسور سميعي گفته بود كه ارديبهشت گيلان را با دنيا عوض نميكند مردم باران هم اين روزهاي هميشه بهاري را با هيچ ثروتي معامله نخواهند كرد .در روز هاي پاياني سال گفته بوديم كه آيا بهار فوتبال رشت خواهد رسيد يا نه ؟ انگار زودتر از انتظارمان رسيده فقط بايد قدرش را داشت كه همه ميدانند اگر هدايت نشود اين سپيدرود و داماش شايد به مانند همين روزهاي ناپايدار بهاري خيلي زودتر دوباره دوره ي افت و فصل خزان فرا رسد .
اين روزها مردم رشت در آسمانها سير مي كنند و شادند از اين پيشروي ها. اما آقايان نگذاريد دوباره شادي از سبد كالاي روزمره اين مردم حذف شود .....به خدا گناه دارند ...
منبع : سایت گل
با تشکر از رادنی دیدار
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۲۵ ساعت ۶:۵۶ ب.ظ توسط هوادار سپیدرود
|
با سلام